آسمونی
X
تبلیغات
رایتل

آشوب دل... چاپ
تاریخ : شنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1397

توی بیوگرافی تلگرامش نوشته بود:

"من به غمگین ترین حالت ممکن شادم. تو به آشوب دلم ثانیه ای فکر نکن..."


من هم براش اینو نوشتم:


"ای که در شادیِ خود غمگینی

چند روزی است که فکر غم تو

می دهد آزارم

و من اندیشه کنان

غرق این پندارم

که چرا بوی خوش عطر گل سرخ بهار

یا چرا نغمه ی آواز چکاوکهایش

یا همین رود که از باغ شما می گذرد

یا همان باغ که گاهی با تو

سخن از سبزی و شادیِّ جهان می گوید...

در تو هیچ از نَفَسِ عشقِ مسیحاییِ خود چکّه نکرد؟!

تو چرا مثل همان رود نمی اندیشی

که در این باغ جهان می بایست

از میانِ همه ی خار و گلان درگذری

تا به مقصود دل خویش رسی

و چه زیباست زمانی که ببینی یکروز

باغبان دسته گل عشق برایت دارد

و تو از گرمی دستان خدا

چهره ات می شکفد

به خودت می بالی

و به آشوب دلت می خندی

و به این ثانیه ها می خندی

و به او می خندی

می خندی، می خندی، می خندی ..."

گفت و گفتم... چاپ
تاریخ : سه‌شنبه 10 خرداد‌ماه سال 1390

گفت:

          من به چشمان خیال انگیزت معتادم!


گفتم:

          و به آن بوی خوشی کز نفست می آمد
          و به آن چشمه نوری که زچشمان ترت پیدا بود
          به تو می اندیشم
          گاهگاهی که دلم می گیرد
          من از این قیل و هیاهوی زمین بیزارم
          و تو تنها کس من در تب این سرمایی

آمدم چاپ
تاریخ : یکشنبه 1 خرداد‌ماه سال 1390

آمدم، اما باز

لحظه ها غمگین اند

چشم هایم خیسند

دلم از غصه نمی خندد هیچ

دوستت دارم... چاپ
تاریخ : یکشنبه 28 آذر‌ماه سال 1389

دوستت دارم  را

من دلاویزترین شعر جهان یافته ام 

این گل سرخ من است 

دامنی پر کن از ین گل که دهی هدیه به خلق 

که فشانی بر دوست

راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست

تو هم ، ای خوب من 

 این نکته به تکرار بگو 

این دلاویزترین شعر جهان را ، همه وقت 

نه به یک بار و به ده بار ، که صد بار بگو 

دوستم داری را از من بسیار بپرس 

دوستت دارم  را با من بسیار بگو ...

صیاد چاپ
تاریخ : جمعه 23 مهر‌ماه سال 1389

عجب آن نیست که آهوی دلم صید تو شد

عجب آنست که من عاشق صیاد شدم ...

1 2 3 4 5 ... 15 >>