... آقا جون ... - آسمونی
X
تبلیغات
رایتل

... آقا جون ... چاپ
تاریخ : دوشنبه 1 تیر‌ماه سال 1388

اونهایی که خطبه های نماز جمعه ۲۹ خرداد رو دیده باشن می دونن چه گذشت اونروز. آقا چه حرفایی زدند و احوال چطور بود. یکی از مریدان آقا شعری گفته که براتون میذارم:


=================

دیشب این طبع بی قرار شما
خواست عرض ارادتی بکند

دست کم از دل شکسته تان
 واژه هایم عیادتی بکند

***
چشم بد دور، عمرتان بسیار
کس نبیند ملالتان آقا

ما نمردیم خون دل بخوری
تخت باشد خیالتان آقا

***
چیست روباه در مواجه شیر؟!
چه نیازی به امر یا گفته؟!

تو فقط ابرویی به هم آور
می شود خواب دشمن آشفته

***
هست خاموشی ات پر از فریاد
در تو آرامشی است طوفانی

«الذی انزل السکینه» تو را
کرده سرشار از فراوانی

***
واژه ها از لبت تراویدند
پر صلابت، پر عاطفه، پر شور

آفریدند در دل مردم
 عزت، آمادگی ، حماسه ، حضور
 
***
این حماسه همه ز یمن تو بود
گر چه از آن مردمش خواندی

رهبرا تا ابد ولی محبوب
 در دل عاشقان خود ماندی
 
***
سهم دلدادگان تو سُلوی
قسمتِ دشمنان تو سجیل

رهبری نیست در جهان بغیر از تو
که ز امت چنین کند تجلیل
 
***
نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور

جاری است انقلاب چون کوثر
 هان! «فصل لربک وانحر»
***
گرچه در باغ سینه ات داری
لطفها، مهرها، محبت ها

گفتی اما نمی روی چو حسین
تا ابد زیر بار بدعتها!
 
***
ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمکران گل کرد

بغض تو تا شکست بر لبها
ذکر یا صاحب الزمان (عج) گل کرد
 
***
جان ایران! چه شد که جانت را
جان ناقابلی گمان کردی؟!

آبروی همه مسلمانان
اشک ما را چرا در آوردی؟!

***
جسم تو کامل است، ناقص نیست
می دهد عطر یک بغل گل یاس

دستت اما حکایتی دارد...
«رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس»!

=================
حجت الاسلام جواد محمد زمانی