روزه - آسمونی
X
تبلیغات
رایتل

روزه چاپ
تاریخ : چهارشنبه 13 شهریور‌ماه سال 1387
صدای اذان از مناره مسجد به گوش می رسید . با بی حالی از لای پتو بیرون اومد . یه آبی به دست و صورتش زد و برگشت توی اتاقش . اون هیتری رو که یادگار دوران دانشجوییش بود زد به برق . یه ماهیتابه رنگ و رو رفته از توی ظرفا برداشت و روی هیتر گذاشت . از ته مونده قوطی ، یه قاشق روغن به بدبختی در آورد و انداخت توی ماهیتابه . اون دوتا تخم مرغی که از دیروز براش مونده بود توی ماهتابه شکست . سفره رو پهن کرد . یه نصفه نون خشک از پریروز توش مونده بود . هیتر رو از برق در آورد . ماهیتابه رو روی یه تکه نون خشک گذاشت تا پلاستیک سیاهی که بهش میگفت سفره نسوزه . یه لقمه نون جدا کرد . زد توی ماهیتابه . گفت : اللهم لک صمت و علی رزقک افترت و علیک توکلت ....